عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

166

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

و در حضرت شاهزاده حيدر ميرزا قرب و منزلت تمام داشت و در سبب قتلش مىنكارد كه خطاى او را در معالجهء شاه عباس ببراهين ثابت كردند و خود بر كناه خويش معترف شد سپس حكم بر قتلش رفت عجب اين است كه نسبت اين اقاويل را بر تاريخ عالم‌آرا مىدهد اولا در تاريخ عالم‌آرا و روضة الصفا تصريح نموده‌اند كه طبيب مومى اليه از اطباى خاصهء شاه طهماسب است و زمان سلطنت شاه عباس را درك نكرده ثانيا حيدر ميرزا از پسران شاه طهماسب است و شاه عباس اوّل را حيدر ميرزا نام پسرى نبوده « 5 » ثالثا در هنكام قتل حكيم در آن غوغاى عظيم چنانچه مذكور افتاد نه فرصت اقامهء برهان و تحقيق حال و نه بر اقرار و انكار مجال بوده بلكه هركسى را كه احتمال دوستى حيدر ميرزا مىدادند مىكشتند و هم‌اينك تاريخ عالم‌آرا در نزد مسوّد اوراق موجود و عباراتى كه فاضل معاصر از تاريخ مزبور نقل نموده ضدّ آنها در آن كتاب مسطور و ملحوظ است هركس خواهد صدق قول من بنده را بداند نامهء دانشوران و تاريخ عالم‌آرا را مطالعه نموده عدم تطابق منقول و منقول عنه را برأى العين ببيند * ميرزا ابو نصر طبيب را با حكيم عماد الدّين كه از جانب شاه طهماسب در مشهد مقدّس در آستانهء حضرت رضويه سلام اللّه عليه سمت حكيمباشىگرى داشته قرابت و خويشى بود تأليفى از ميرزا ابو نصر حكيم شنيده نشده * 2 1 ابو نصر الفارابى ( المشهور بالمعلم الثانى ) هو ابو نصر محمد بن طرخان بن اوزلع الفارابى « 6 » * از حكماى نام‌بردار مائه چهارم هجرى نادرهء ادهار و اعجوبهء روزكار و اكمل و افضل فلاسفهء مسلمين است شيخ رئيس ابو على بن سينا از تصانيف وى انتفاع برده و از فهم مطالب حكمت او بمقام بلند رسيده آن حكيم دانا در فاراب

--> ( 5 ) شاه طهماسب اول را نه پسر بوده اول سلطان محمد معروف بشاه خدابنده دويم اسماعيل ميرزا سيم سليمان ميرزا كه با پرى خان خانم از يك مادر بوده‌اند چهارم سلطان حيدر ميرزا پنجم سلطان مصطفى ميرزا ششم سلطان محمود ميرزا هفتم امامقلى ميرزا هشتم سلطان احمد ميرزا نهم سلطان على ميرزا * و پسران شاه عباس چهار تن بوده‌اند اوّل صفىميرزا كه در عين جوانى به حكم پدر مقتول گشت دويم طهماسب ميرزا كه در حال حيات شاه عباس باجل خود وفات كرده بود سيم سلطان محمد ميرزا و بعضى اسم اين شاهزاده را رضا ميرزاى خدابنده مىنويسند چهارم امامقلى ميرزا كه اين هر دو را شاه عباس كور كرده بود لذا بعد از فوت شاه عباس سام ميرزا پسر صفى ميرزاى مقتول به حكم ولايت عهد تاج‌وتخت شاهى را مالك شد ( لمؤلفه )